حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

159

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

پيغمبر از دره حنين بسوى طايف رفت تا آنجا را محاصره كند و فرمان داد تا غنائم جنگ را در جعرانه نگهدارند تا محاصره طايف بپايان رسد . محاصرهء طايف مالك بن عوف نصرى با گروهى از مردم ثقيف كه از ميدان جنگ فرار كرده بودند بطايف پناه بردند و به كار قلعه‌دارى پرداختند پيغمبر در نزديكى طايف لشگرگاه ساخت و طايفيان از فراز قلعه مسلمانان را تيرباران كردند . پيغمبر فرمان داد تا مسلمانان كمى عقب‌نشينى كنند تا در معرض تير دشمن نباشند . كار محاصره بيست و پنج روز طول كشيد و مردم ثقيف كه آذوقهء كافى داشتند از درون حصار تير بجانب مسلمانان مى - انداختند ، پيغمبر فرمان داد تا آنها را بوسيلهء منجنيق سنگباران كنند و نيز دستور داد براى گشودن قلعه گروهى از مسلمانان در پناه دبابه‌ها تا پاى ديوار شهر پيش‌روى كنند ولى طائفيان كه در فنون جنگ آزموده بودند پاره‌هاى آهن سرخ بر روى دبابه‌ها انداختند و از پيشرفت مسلمانان جلوگيرى كردند . پاره‌هاى آهن ، سرپوش دبابه‌ها را بسوزانيد و مسلمانان ناچار از زير آن بيرون آمدند و طائفيان با تير بعضى از آنها را كشتند . آتش زدن تاكستانها پيغمبر براى آنكه طائفيان را بتسليم وادار كند آنها را به آتش زدن تاكستانها تهديد كرد ، مردم طايف تاكستان‌هاى خود را سخت دوست داشتند زيرا تاكستانهاى طايف در سراسر عربستان معروف بود و اين شهر از بركت آن در ميان صحرا - هاى خشك چون بهشت موعود به نظر ميرسيد . مسلمانان بدستور پيغمبر دست به سوختن تاكستانها زدند . مردم ثقيف وقتى چنين ديدند كس بنزد پيغمبر فرستادند و تقاضا كردند از سوزاندن تاكستانها صرفنظر كند و آن را براى خود نگاهدارد . پيغمبر محاصره را ادامه داد تا ماه ذى قعده كه از ماه‌هاى حرام بود . آنگاه از محاصره چشم پوشيد تا